
مارک روفالو
Mark Ruffalo
مارک رافالو، بازیگر برنده جایزه، در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۷ در کنوشا، ویسکانسین، از خانوادهای متوسط به دنیا آمد. پدرش فرانک لارنس رافالو، نقاش ساختمانی و مادرش ماری رز (هبرت)، آرایشگر و آرایشگر بود. اجداد پدرش ایتالیایی و مادرش فرانسوی-کانادایی و ایتالیایی تبار بودند. مارک به همراه خانوادهاش به ویرجینیا بیچ، ویرجینیا نقل مکان کرد و بیشتر دوران نوجوانی خود را در آنجا گذراند. پس از دبیرستان، مارک به همراه خانوادهاش به سن دیگو نقل مکان کرد و خیلی زود به شمال مهاجرت کرد و در نهایت در لسآنجلس ساکن شد.
مارک ابتدا در هنرستان استلا آدلر کلاس گرفت و متعاقباً گروه تئاتر اورفئوس، یک موسسه خیریه، را تأسیس کرد و تقریباً در هر زمینهای فعالیت داشت. از بازیگری، نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی گرفته تا نورپردازی و ساخت صحنه و در عین حال، ساختن رزومه خود.
با ورود به سینما و تلویزیون، اولین حضور شوم مارک در سینما، نقش فرعی کریستین در فیلم ترسناک «آینه آینه ۲: رقص کلاغ» (۱۹۹۴) بود و سپس با «آینه آینه ۳: چشمچران» (۱۹۹۵) در نقش جویی به این مجموعه فیلم بازگشت . او در دهه ۱۹۹۰ به طور نسبتاً نامشخصی با نقشهای فرعی بیشتر در فیلم ترسناک «دندانپزشک» (۱۹۹۶) با بازی دیوانهای به نام کوربین برنسن ؛ یک بازی سرگرمکننده در کمدی درام مبهم «آخرین چیز بزرگ» (۱۹۹۶) ؛ یک نقش سوم برجسته در کمدی جنجالی «یک ماهی در وان حمام» (۱۹۹۸) با بازی جری استیلر و آن میرا ؛ و درام جنگی «مراسم… آیین عشق» (۱۹۷۶) به کارگردانی آنگ لی ، به کار خود ادامه داد . او که نزدیک به یک دهه برای امرار معاش در بار کار میکرد و آنقدر دلسرد شده بود که آن را رها کرده بود، ملاقاتی اتفاقی و همکاری حاصل از آن با کنت لونرگان ، نمایشنامهنویس/فیلمنامهنویس ، با نزدیک شدن به هزاره جدید، همه چیز را تغییر داد. رافالو در نمایش «این جوانی ماست» لونرگان در سال ۱۹۹۶ که در برادوی اجرا شد، موفقیتی در نیویورک کسب کرد، داستانی درباره جوانان مشکلدار. این موفقیت منجر به بازی او در نقش اصلی مرد در درام برنده اسکار « میتوانی روی من حساب کنی» لونرگان (۲۰۰۰) شد که در آن نقش برادر بیعرضه لورا لینی را بازی میکرد. این اجرا نقدهای مثبتی را به همراه داشت و باعث شد با مارلون براندو در اوایل کارش مقایسه شود . رافالو هرگز به گذشته نگاه نکرد. نقشهای برجسته او در «آخرین قلعه» (۲۰۰۱) ، «XX/XY» (۲۰۰۲) و «گویندگان باد» (۲۰۰۲)
پس از آن، اگرچه در سال ۲۰۰۲ رافالو به نوروم آکوستیک، نوعی تومور مغزی، مبتلا شد. اگرچه تومور خوشخیم بود، اما جراحی منجر به دورهای از فلج جزئی صورت شد که از آن به طور کامل بهبود یافت. در سال ۲۰۰۳، رافالو در کنار دو ستاره زن محبوب، نقشهای اصلی را به دست آورد، نقش یک کارآگاه پلیس در مقابل مگ رایان در فیلم «در برش» (۲۰۰۳) و نقش معشوقه گوئینت پالترو در کمدی « نمایی از بالا» (۲۰۰۳) .
اگرچه هر دو فیلم در گیشه شکستهای بزرگی خوردند، رافالو در سال ۲۰۰۴ در چهار فیلم قابل توجه (هرچند بسیار متفاوت) بازی کرد – ما دیگر اینجا زندگی نمیکنیم (۲۰۰۴) ، درخشش ابدی یک ذهن پاک (۲۰۰۴) ، ۱۳ Going on 30 (۲۰۰۴) و وثیقه (۲۰۰۴) – که توانایی او را برای تبدیل شدن به یک مرد نقش اول محبوب و یک بازیگر تحسینشده در هر دو ژانر کمدی یا درام، تثبیت کرد.
پس از سال ۲۰۰۴، رافالو به طور مداوم مشغول به کار بود و در فیلمهای محبوب هالیوود و تولیدات مستقل نقشهای اصلی را بازی میکرد که او را به عنوان یکی از قویترین بازیگران سینما تثبیت میکرد: درست مثل بهشت (۲۰۰۵) ، همه مردان پادشاه (۲۰۰۶) ، زودیاک (۲۰۰۷) ، جاده رزرو (۲۰۰۷) و برادران شکوفه (۲۰۰۸) . او همچنین اولین حضورش در برادوی را در نقش مو اکسلراد در نمایش “بیدار شو و آواز بخوان!”
تجربه کرد. در سال ۲۰۱۰، رافالو با کارگردانی فیلم مستقل “همدردی برای خوشمزه” (۲۰۱۰) که جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم ساندنس را برای او به ارمغان آورد، و بازی در نقش پدر اهداکننده اسپرم به زوج لزبین آنت بنینگ و جولیان مور در فیلم “بچهها حالشان خوب است” (۲۰۱۰) به موفقیت بزرگی دست یافت . نقش او در این کمدی/درام خانگیِ خاص، نامزدی جایزه اسکار، جایزه ایندیپندنت اسپیریت، انجمن بازیگران سینما و بفتا را برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برایش به ارمغان آورد. او در ادامه دو نامزدی دیگر برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به عنوان قهرمان کشتی المپیک در فیلم فاکس کچر (۲۰۱۴) و روزنامهنگاری که برای افشای رسوایی سوءاستفاده جنسی کلیسای کاتولیک تلاش میکرد در فیلم اسپاتلایت (۲۰۱۵) کسب کرد . در سال ۲۰۱۷، این بازیگر با نمایش «بهای» به کارگردانی آرتور میلر
به برادوی بازگشت. نقشهای برجستهای در فیلم جزیره شاتر (۲۰۱۰) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و فیلم مارگارت (۲۰۱۱) به کارگردانی لونگران که اکران آن مدتها به تعویق افتاده بود ، پیش از حضور رافالو در نقش دکتر بروس بنر، معروف به هالک، در فیلم پرفروش انتقامجویان (۲۰۱۲) به کارگردانی جاس ویدون ، به دست آورد.کسب نقدهای بسیار مثبت برای نقشی که بازیگران آن اریک بانا و ادوارد نورتون نتوانسته بودند در فیلمهای قبلی به موفقیتی دست یابند، رافالو را علاوه بر بازیگری تحسینشده از سوی منتقدان، به یک ستاره اکشن گیشه تبدیل کرد. او بارها در فیلمهای مارول مانند مرد آهنی ۳ (۲۰۱۳) ، انتقامجویان: عصر اولتران (۲۰۱۵) ، ثور: راگناروک (۲۰۱۷) ، انتقامجویان: جنگ ابدیت (۲۰۱۸) ، کاپیتان مارول (۲۰۱۹) و انتقامجویان: پایان بازی (۲۰۱۹) به نقش بنر/هالک بازگشت. او در کمدی-درام « ممنون از به اشتراک گذاشتن» (۲۰۱۲) با گوئینت پالترو،
همبازی سابقش ، دوباره همکاری کرد و برای بازی در نقش یک پدر دوقطبی در فیلم «خرس قطبی بینهایت» (۲۰۱۴) نامزد جایزه گلدن گلوب شد . رافالو همچنین در اقتباس رایان مورفی از نمایشنامه درام ایدزی لری کرامر ، قلب معمولی (۲۰۱۴) ، نقش اصلی را بر عهده گرفت و جایزه SAG و نامزدی امی را به دست آورد. او بعداً در فیلم « من همینقدر میدانم که حقیقت دارد» (۲۰۲۰)، با بازی در نقش دو برادر دوقلو، که یکی از آنها مبتلا به اسکیزوفرنی پارانوئید است، جایزه امی را به خانه برد . رافالو از سال ۲۰۰۰ با بازیگر سانرایز کویگنی ازدواج کرده است . این زوج سه فرزند، دو پسر و یک دختر دارند. – مینی بیوگرافی IMDb توسط: گری برومبورگ
مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید